کاج

درختی که سبز ماند












 

فراموش کردن دوستان، بی احترامی به قانون خاطره هاست

 

 

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ -دوستی تلفیق شعور من و توست
دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا  -دوستی حس عجیبیست میان من و تو

 

 

به نام خدا - سلام – فرارسیدن سال 1391 را به همه
خوانندگان و همراهان تبریک و شادباش می گویم و از اینکه فرصت رفیق شد تا پست جدیدی
در این وبلاگ بگذارم، پروردگار را شاکرم.

 

.... و اما، بنا به گفته بسیاری از اساتید، دوره کارشناسی
رشته روابط عمومی دانشگاه جامع علمی کاربری –فرهنگ و هنر (که بچه های ما حضور
داشتند یعنی ورودی های کاردانی سال 1383 و ورودی های کارشناسی سال 1386)، از
بانشاط‌ترین، فعالترین و موفق‌ترین دوره های آن دانشگاه بوده است، و دوستی و
صمیمیتی که در آن دوران شکل گرفت سرمنشاء بسیاری از همکاریهای بعدی شد، احساس مشترک
و خوبی که بین آقایان و خانمها برقرار شده بود در نوع خود منحصر به فرد بود، با
اینکه گاه تفاوت سنی دانشجویان به 30 سال هم می رسید، اما ارتباطات و تعاملات، در
گروه‌های درسی، برنامه های جنبی و پروژه‌های تحقیقی و بازدیدها ثمربخش و بسیار خوب
بود،  و هنوز هم بسیاری از بچه‌ها ارتباطات علمی، شغلی و خانوادگی با هم دارند، و
امیددارم که استمرار یابد و باعث مودتها و پیشرفت ها در همه ابعاد باشد.

با این مقدمه می خواستم عرض کنم بالاخره پس از مدتها
انتظار و با پیگیری و تلاشهای فراوان بعدازظهر روز اول اردیبهشت ماه، دیدارها تازه
شد و توانستیم با تعداد زیادی از دانشجویان و خانواده هایشان همراه شویم و ساعاتی
را به گپ و گفتگو بپردازیم.

بنده با آقای علیرضا میرزارضی (همان دوست خندان، پر انرژی
و مثبت اندیش) هرازگاهی تماس تلفنی داشتیم و در خیالات خود یک روز را برای تجمع بچه
ها تعیین می کردیم، ولی بنا به دلایلی عملی نمی شد، تا اینکه یکی دو هفته پیش ایشان
به جد پیگیر موضوع شد، دل به دریا سپرده شد و نهایتا با همراهی صمیمانه سرکار خانم
شوکت حقدانی و خانواده محترمشان، تاریخ جمعه 1 اردیبهشت ماه در یک هوای پاک و زیبای
بهاری دعوت در باغ ایشان انجام شد و صد البته اگر همکاری و همراهی ایشان نبود شاید
این گردهمایی، این نوبت هم محقق نمی شد.

برنامه از ساعت 16 آغاز شد و آقای میرزارضی و خانم حقدانی
و خواهرشان زودتر آمدند تا به رتق و فتق امور بپردازند و هم آنها، تا پاسی از شب
ماندند تا وسایل را جمع و جور کنند ، از همان ابتدای جلسه دیگ بزرگ آش هم بار
گذاشته شد، انصافا خانم حقدانی و خواهرشان بسیار زحمت کشیدند خدا به ایشان و
خانواده محترمشان برکت و سلامتی دهد.

الغرض از ساعت دعوت یکی یکی بچه ها از راه رسیدند و از
اساتید، استاد فاضل اولین نفری بودند که حضور پیدا کردند، پس از آن اساتید دیگر
آقایان: نوری، اخضری، صرافیان و زوان قوکاسیان هم به جمع ملحق شدند، بسیاری هم قرار
بود تشریف بیاورند که هر کس به دلایلی نتوانست حضور یابد، استاد پدریان، اسماعیلی،
عیدی، ژیانپور، عقیلی، افشانی و... که تشریف نیاوردند و بعد از آنها با پیامک یا
ایمیل به همه بچه ها سلام رساندند و از عدم حضورشان عذر خواستند.

یکی دو ساعت اول هر کس جداگانه با دوستی مشغول گفتگو بود
و از گذشته می گفتند و خاطرات دانشگاه و یا وضعیت امروزشان، قرار مدارهایی هم از
برنامه های آینده گذاشته شد.

پس از یکی دو ساعت جلسه را جمع و جور کردیم و در یک محفل
صمیمانه گردهم نشستیم، بچه ها از خودشان گفتند، وضعیت اشتغالشان و اینکه الان به چه
کاری مشغولند، اساتید هم ضمن تبریک سال نو این تجمع را به فال نیک گرفتند.

آن دسته از عزیزانی هم که ادامه تحصیل داده بودند، هم
اینک یا مشغول تهیه پروپوزال و دفاع از طرح های پیشنهادی خود هستند یا ترمهای آخر
ارشد را پشت سر می گذارندو این باعث بسی خشنودی و افتخار برای همه ماست، امیدوارم،
سایرین هم بتونند ادامه تحصیل بدهند و شاهد موفقیتهای همه دوستان در تحصیل،  اشتغال
و ازدواج باشیم.

تا آنجا که من اطلاع دارم این دوستان در حال گذراندن دوره
کارشناسی ارشد هستند:

آقای سیدرضا بنی هاشمی مدیریت رسانه
دانشگاه علامه طباطبایی تهران، آقای محمود غلامی مدیریت رسانه
دانشگاه تهران، آرش صادقی علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران،
مهرداد بیات علوم ارتباطات دانشگاه آزاد تهران، خانم هاجر
باطنی
علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد اردبیل، آقای رضا
بهرامی
رشته ارتباطات بین الملل، دانشگاه آزاد شهرضا٬ آقای عادل
دهدشتی
مدیریت بازاریابی و تبلیغات دانشگاه سازمان مدیریت صنعتی  و...
(اگر کسی را از قلم انداخته ام یادآور شوند تا تکمیل کنم).

اساتید حاضر در جلسه، آقایان: زاون قوکاسیان، علی
صرافیان، علی اخضری، احمد فاضل

دوستان دانشجوی سابق که حضور داشتند: علیرضا میرزارضی، 
محمدرضا سرخاب، سیدرضا بنی هاشمی، مهدی عقیلی، فرامرز مهرزاد، جواد ویسی، صالح امین
جواهری، سید محسن ابطحی، مهردادبیات، نرگس خان آبادی، معصومه مجیری، الهه اطمینانی،
نگار طحانی، هاجر باطنی، بهاره آقا بیگی، مهدی عباسی، مجید شب انگیز، خانم جعفری،
خانم گرک یراق و...

برای این جلسه بعد از این مدت طولانی، به نظرم تعداد قابل
توجهی حضور یافتند(حدودا یک سوم) از همه تشکر می‌کنیم.

بخش اعظم پذیرایی که بر عهده خانم حقدانی بود، اما سایرین
هم مشارکت داشتند آقای بنی هاشمی هندوانه های، شیرین و قرمزی آورده بودند که بسیار
خوشمزه بود(بخش نخست شیرینی قبولی دانشگاه)، آقای عباسی و خانم مجیری به خاطر
ازدواجشان شیرینی آورده بودند، آقایان عقیلی، مهرزاد، میرزارضی، سرخاب ظروف یکبار
مصرف و ملزومات دیگری آورده بودند و تعدادی از دوستان هم زیرانداز، آب آشامیدنی
آوردند بودند. از همه تشکر می کنیم، البته سایرین نیز برای مشارکت اعلام آمادگی
کرده بودند که دیگر نیازی نبود، از آنها هم سپاسگزاری می شود.

البته قسمت جالب ماجرا، طبخ آش همگانی بود به مدیریت خانم
شکوه حقدانی، البته قبلا تمام مخلفات را در منزل بسیار تمیز و مرتب آماده کرده
بودند و هنر ما هیزم گذاشتن و به هم زدن بود!!! از همان دقایقی که سبزی پخته میشد
عطر آن حسابی اشتهای همه را تحریک کرده بود، و در پایان این آش بسیار هم خوشمزه شد،
در طول پخت آش میهمانان در کنار هیزم های افروخته همه با لبخند ایستاده بودند. و در
پخت آن خانم یراق، همسر آقای میرزارضی، همسربنده خانم مریم فایضی، خانم جعفری، و...
هم مشارکت فعال داشتند. در پایان کار آنها که ظرفی داشتند از آش با پیاز داغ و کشک
برای منزل بردند.

آقای عبدالهی یکی از دوستان هم زحمت کشیدند دیگ بزرگتری
آوردند که از ایشان و همسرشان هم تشکر می کنم، که دیگشان هم سیاه شد و ساعتی در
گوشه باغ آن را می سابیدند!

اساتید هم آش را هم زدند و در کنار آتش از همه چیز صحبت
شد و دوستانی تا پاسی از شب آنجا حضور داشتند

در ادامه آقای سید محسن ابطحی که ایشان هم در این فاصله
صاحب اولاد شده، هدایای زیبایی شامل تقویم و یک عدد خودکار زیبا به تمام بچه ها
اهدا کرد، تصاویر خوبی هم گرفت، با عجله و خندان آمد و پس از یک ساعتی به سرعت رفت.
امیدوارم آقای ابطحی و سایر دوستان لطف کنند و تصاویری را که گرفته اند ارسال کنند
تا برای سایرین به اشتراک گذاریم و یا برایشان ایمیل کنیم.

آقای مهدی عباسی هم به سلامتی پس از مدتها انتظار بالاخره
عقد کردند و شکر خدا همسر فهیم و خوبی نصیبشان شد(هم او که خودش می خواست)، سرکار
خانم مجیری هم مزدوج شدند که با همسرشان تشریف داشتند، همچین سرکار خانم بهاره
آقابیگی هم ازدواج کرده اند، خانم خان آبادی صاحب اولاد شدند به همه این دوستان
تبریک می گوئیم. البته من هم اشتباها فکر کرده بودم خانم اطمینانی هم ازدواج کرده
که به برخی از دوستان گفتم، که متعاقب آن سیل تبریکات به سوی ایشان روانه شد،
بدینوسیله از ایشان پوزش می طلبم، امیدوارم هر چه زودتر مراسم ازدواج ایشان را همگی
به شادی نشینیم.

*****

متاسفانه با خبر شدیم بعضی از همراهان در غم از دست دادن
عزیزی در سوک بودند، که به این دوستان نیز تسلیت می گوئیم، و برایشان صبر و شکیبایی
آرزو می کنیم.

برخود لازم می دانم یادآور شود پیش از آغاز، در طول مراسم
و پس از رفتن دوستان، همسر آقای میرزارضی صمیمانه و سخت کوشانه کمک کردند، همچنین
آقای ایرج ایرانخواه زحمات زیادی را برای دعوت متحمل شدند اما به خاطر برنامه‌ای که
از قبل هماهنگ شده بود، نتوانستند شرکت کنند، همچنین آقای فضایلی پور، بهرامی،
ترابی و هنرجو، خبوشانی با توجه به علاقه ای که به حضور در این برنامه داشتند،
نتوانستند شرکت کنند قدردانی کنم.

شایان ذکر است تلفن برخی دوستان را نداشتیم، یا گوشیشان
را برنداشتند یا تلفن شان عوض شده بود که انشاءالله در برنامه های بعدی خبرمان کنند
تا خدمتشان باشیم.

در پایان،  برای آینده، بر روی یکی دو برنامه هم صحبت شد
که هماهنگی نهایی کمی مشکل به نظر می رسید، البته پیشنهاداتی دادیم پیاده روی در
حاشیه زاینده رود، کوهپیمایی در کوه صفه و یا سفر به جوشقان و شرکت در مراسم چیدن
گل محمدی، بازدید از کارخانه گلاب سازی، دیدار از قمصر کاشان و...  قرار شد آقای
مهدی عباسی این مورد جوشقان را بررسی کند و در صورتی که میسر شد خبرمان کنند.

تا یادم نرفته عرض کنم در جریان قرار گرفتیم استاد احمد
فاضل، از اساتید خوب دروس تاریخ، کتابی به رشته تحریر درآورده اند باعنوان:
«ایران در دوران شاه عباس دوم» پیرامون زندگی شاه عباس دوم، (نشر هنرهای
زیبا) همانگونه که مستحضرید آثار فراوانی از زندگی شاه عباس اول موجود است، اما از
شاه عباس دوم آثار کمتری وجود دارد، دوستان می توانند این اثر ارزشمند را از
کتابخانه جهاد دانشگاهی واقع در خیابان دانشگاه تهیه فرمایند، مطالعه این اثر به
علاقمندان توصیه می شود.

خلاصه بعدازظهر بسیار خوبی بود و یادها و خاطره ها زنده
شد، در ضمن از دوستان درخواست دارم در خصوص این "برنامه دیدار" مطالبی بنویسند و
ارسال کنند تا در وبلاگ به نام خودشان بگذاریم یا اظهار لطف فرمایند در بخش نظرات
همین پست نقطه نظرات خود را بنویسند. برای همگان آرزوی سلامت و موفقیت دارم.

پست طولانی شد شاید به نوعی جبران این مدت کم کاری تا
حدودی به عمل آمد، در پایان اعلام می کنم، هر کدام از دوستان که آمادگی دارند تماس
بگیرند تا یوزر و پسورد وبلاگ را به ایشان بسپارم تا همچنان پرچم ما در اوج
باشد.

امیدوارم دیدار بعدی هر چه زودتر تحقق یابد

اما، حتی اگر یکدیگر را هم نبینیم، یادها فراموش نخواهد
شد حتی به اجبار، و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت

ارادت ما را هر روز در سر رسیدتان، تیک بزنید.

 

عزت زیاد – وحید صلواتی

 

نشانی وبلاگ:   وبلاگ جمعی از فارغ التحصیلان

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت