کاج

درختی که سبز ماند












           

 

١۴ اسفند سالروز درگذشت یکی از ابر مردان تاریخ سیاسی ایران مرحوم دکتر محمد مصدق قهرمان ملی شدن صنعت نفت ایران است

مردی که بواسطه توطئه استعمارگران وزور استبدادگران قربانی فزونی خواهی استحمارگران گردید 

مصدق در خانه خود محبوس  وتازمان مرگ ، کمترین گلایه ای از این جامعه نخبه کش به زبان نگفت، ساده زیست وساده مرد یادش گرامی وراهش پررهرو

بی مناسبت نبود که دراین پست با ذکر خاطره ای تاریخی از او ،یادآور نام ایشان شویم درروزهایی که دکتر محمد مصدق را دربیدادگاه فرمایشی شاه در لشگر 2 زرهی محاکمه می کردند ، کسانی به عنوان تماشاچی به دادگاه می رفتند که مجوز شرکت در آن را داشتند .خبرنگاران مطبوعات و عده ای از ماموران امنیتی .

دریکی از جلسات، ملکه اعتضادی نیز شرکت کرد وموضوع جلسه آن روز ، دفاع دکتر مصدق و وکیل مدافعش سرهنگ جلیل بزرگمهر و رد ادعا نامه دادستان ارتش - سرهنگ حسین آزموده بود .

هنگامی که مصدق باشور وهیجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملکت سخن می گفت و دستهای مرتعشش راحرکت می داد ، ملکه اعتضادی که در ردیف تماشاچیان نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند ، رو به دکتر مصدق گفت :

یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده ، نباید در دادگاهی که به خیانت های او رسیدگی می کند، بترسد وبلرزد.

دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گویندۀ این جملات را شناخت و گفت: خانم! منارجنبان اصفهان ، قرنهاست می لرزد و هنوز پا بر جاست .

از این پاسخ صریح و ابهام دار ، اکثر حضار ، حتی رئیس و منشی های دادگاه نیز به خنده افتادند و "خانم ملکه " با سر افکندگی بسیار در جایش نشست وپس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد

عاش سعیدا ومات سعیدا

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت